|
شهري كوچك بین کوه و دشت
|
|
|
|
||||
|
فریدون مشیری تهرانی - شاعر نو پرداز معاصر - متولد ۱۳۰۴ هجری شمسی سایه ها در سکوت دلنشین نیمه شب میگذشتیم از میان کوچه ها
زير نور ماه، دور از چشم غير چشم ها بر يكديگر ميدوختيم هر نفس صد راز ميگفتيم و باز در تب نا گفته ها مي سوختيم
نسترن ها، از سر ديوارها سركشيدند از صداي پاي ما ماه، ميپائيدمان از روي بام عشق، ميجوشيد در رگهاي ما
سايه هامان، مهربانتر بي ديغ يكدگر را تنگ در بر داشتند تا ميان كوچه اي با صد ملال دست از آغوش هم برداشتند
باز هنگام جدائي در رسيد سينه ها لرزان شدو دلها شكست خنده ها در لرزش تبها گريخت اشك ها بر روي روياها نشست
چشم جان من به نا كامي گريست برق اشكي در نگاه او دويد نسترن ها سر به زير انداختند ماه را ابري به كام خود كشيد
تشنه، تنها، خسته جان، آشفته حال در دل شب مي سپردم راه خويش تا بگريم در غمش ديوانه وار خلوتي مي خواستم دلخواه خويش
|
|||||
|
|||||